پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است ÈÑÓÈåÇ: خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این د, دکتر علی شریعتی
سلام رفقا امیدوارم مطالب به دلتون بشینه این وب یجورایی دفتر خاطرات منه خوشحال میشم نظرتونو بخونم ************* با تبادل لینکم موافقم هرکی خواست کد بنرمو از همین پایین کپی کنه تو وبش وخبر بده منم بلینکمش ************* كپي از اين وب فقط با ذكر منبع مجازه*** ************* "مراقب خوبیاتون باشید" *************